دعوت به مراسم جنبيدن
تروريستهاي جهان، با زبان خوش متحد شويد! من از همينجا اعلام خطر ميكنم! اي تروريستها، به داد اسلام برسيد. (اگر ميبينيد نميرسيد، موتور بگيريد يكجوري برسيد!). اي تهران، اي تبريز، اي مشهد، اي قم، اي فسا، اي نورآباد ممسني، اي عليآباد كتول، اي منطقهي آزاد تجاري چابهار!... ديگه جونم براتون بگه... اي اونور آب، اي دنيا، اي كازابلانكا، اي بوداپست، اي استوكهُلم، اي استان شانگهاي چين! اي قطب، اي خط استوا، اي نصفالنهار مبدأ! من اعلام خطر ميكنم. من نه تنها اعلام خطر، كه پاش بيفتد آن كار ديگر هم ميكنم! آقا بردند. دزديدند. از دست رفتند ذخاير مملكت اسلامي.
لذا به همين مناسبت اولاً يك تمهيدي بينديشيد اينهايي كه از دست ميروند، يكدفعه از دار دنيا هم بروند! اينها كه دارند ميروند، خب بقيهي راه را هم ما كمك كنيم بروند! آخرش همهمان قرار است بميريم. بالاخره شتري است كه هر جا گير بياورد ميخوابد! پس بياييم به همنوع خود كمك كنيم؛ مخصوصاً به هنرپيشهگان فريبخورده!
دوماً ـ بعد از اين عمليات امدادرساني ـ براي حفظ بقاياي بقيه يك كاري بكنيد. دنيا ديد موي هنرمند ما را! بدبخت شديم! فهميدند زنهاي مملكت اسلامي مو دارند! بدبختي از اين بالاتر؟ بجنبيد بابا. يك ماشين اصلاح MOSER مگر چند است؟ من الان مظنّهي بازار دستم نيست ولي بعيد نيست با اين طرح تحول اقتصادي، نه تنها مفت باشد بلكه يك پولي هم بابت خريدش به آدم بدهند! معطل چي هستيد؟ همت كنيد كلهي زنهاي بازيگرمان را از لوث وجود اين افعيهاي سياه پاك كنيم، بريزيم سگ بخورد! هنرمند كچل چهش است مگر؟ خيلي هم آوانگارد است و دنيا ما را تحسين خواهد كرد و اصلاً حديث داريم!
من نميفهمم در سينماي ما كه زنان قهرمانمان با روسري ميروند دوش ميگيرند، ديگر مو به چه دردي ميخورد؟! بگذاريم مو داشته باشند كه بروند جلوي تابلوهاي تبليغاتي فيلمهاي آن كارخانهي توهمسازي صهيونيسم ـ داخل پرانتز: هاليوود! ـ براي ما فيگور خندان بگيرند و گريهي مسلمين را در بياورند؟
در شرايطي كه جمعي از مديران غيور ما دارند به اقصا نقاط غير قابل دسترسيشان فشار بيامان ميآورند تا براي بهينهسازي حضور زن در سينما آييننامه توليد كنند، خانم رفته در كفرستان براي ما مو پريشان ميكند! استغفرالله! يك جوري هم پريشان كرده كه نه تنها مويش را همه ديدند، بلكه پيچش مويش را هم ديدند! بجنبيد تا دير نشده و بقيه از دست نرفتهاند.
د بجنبيد د!